هر آنچه درباره ی تجربیات نزدیک به مرگ و DMT باید بدانید!

در این مطلب هر آنچه درباره ی تجربیات نزدیک به مرگ و DMT باید بدانید را برایتان شرح خواهیم داد. تجربیات نزدیک به مرگ یکی از  پیچیده ترین پدیده ها در روانشناسی است. تجربه ی نزدیک به مرگ زمانی رخ می دهد که فرد ظاهرا برای دوره ی کوتاهی به لحاظ بالینی میمیرد. قلب از تپش می ایستد،  مغز هیچ نشانه ای از فعالیت را ثبت نمی کند، و دیگر علائم حیاتی مرگ را نشان می دهند اما در عین حال هشیاری  را گزارش می دهند. برای چند ثانیه یا چند دقیقه، فرد ممکن است هیچیک از نشانه های زیست شناختی از زنده بودن را نشان ندهد و با این حال زمانی که احیا می شود، یک سری تجربیات قابل توجه را گزارش می کند.

تجربیات نزدیک به مرگ هرگز به لحاظ نوروبیولوژیکی به طور رضایت بخشی تعریف نشده اند. نظریه های مختلف مثل: توهم های ناشی از کمبود اکسیژن در مغز، فعالیت ناشناخته ی مغز (در دوره ای که مغز ظاهرا هیچ فعالیتی ندارد)، آزادی اندورفین ها، مسخ شخصیت روانشناختی “در پاسخ به استرس شدید و … هم مطرح شده اند. اما همه این نظریه ها ناقص به نظر می رسند.


همچنین بخوانید:چرا نباید کسی را الکلی یا معتاد خطاب کرد؟


به عنوان مثال، کمبود اکسیژن معمولا منجر به تجربه ی توهمات آشفته می شود و با سردرگمی و از دست دادن حافظه همراه است. تجربیات نزدیک به مرگ کاملا بر خلاف این هستند. آنها تجربه های بی سر و صدا، ساختار یافته و یکپارچه هستند. در تئوری، در این تجربه ها افراد می توانند سطح فعالیت مغزی بسیار پایین داشته باشند که توسط دستگاه های EEG برداشت نمی شود. 

از سوی دیگر، به نظر می رسد بسیار بعید است که چنین سطح پایینی از فعالیت مغز بتواند چنین تجربیات روشن و به شدت آگاهانه را ایجاد کند. اگر هر تجربه آگاهانه ای وجود داشت، مطمئنا تاریک، مبهم و گیج کننده خواهد بود. در مقابل، در تجربیات نزدیک به مرگ، افراد اغلب گزارش می دهند آگاهی روشن و شدیدی دارند و هشیاری و گوش به زنگی بیشتری نسبت به حالت طبیعی دارند.

نظریه دیگری پیشنهاد کرده است که تجربیات نزدیک به مرگ توسط انتشار مواد شیمیایی داخلی “توهم زا ها” زمانی که فرد نزدیک به مرگ است، بوجود می آیند. ظاهرا این نظریه با انتشار یک مقاله به نام “مدل DMT و تجربه نزدیک به مرگ” توسط تیم محققان انگلیس در ارتباط با گروه پژوهشی روانگران ها در کالج سلطنتی لندن مطرح شد. محققان به منظور بررسی شباهت های ظاهری بین مواد روانگردان و تجربیات نزدیک به مرگ، 13 نفر شرکت کننده را به دو گروه تقسیم کردند و به یک گروه DMT و به گروه دیگر پلاسبو دادند و سپس از آنها خواسته شد تا مقیاس ویژگی های تجربیات نزدیک به مرگ را تکمیل کنند.

نتایج به دست آمده نشان دهنده ی یک همپوشانی قابل توجه بین دو نوع تجربه است. همانطور که محققان نتیجه گرفتند، “نتایج نشان داد که افزایش قابل توجهی در ویژگی های مرتبط با تجربیات نزدیک به مرگ، بعد از تزریق DMT نسبت به پلاسبو به وجود آمده است.”  این به نظر درست می رسد، اما در بازبینی دقیق تر، یافته های این مقاله هنوز به مراتب ارتباط قوی بین DMT و تجربیات نزدیک به مرگ را ثابت نکرده است.


همچنین بخوانید:آیا درمان طبیعی بیماری پانیک اتک (وحشت زدگی) امکان پذیر است؟


از 16 موردی که در مقیاس سنجش ویژگی های تجربیات نزدیک به مرگ وجود دارند، 9 مورد از آنها درجه بالایی از “همپوشی” را نشان دادند. آنها عبارت بودند از: محیط غیر زمینی، احساس صلح و آرامش، قوی تر بودن حواس، هماهنگی / وحدت، تغییر درک زمان، احساس شادی، نور روشن و … 

تمام این 9 خصوصیات به طور کلی با تجربه های معنوی یا عرفانی مرتبط است، نه فقط تجربیات نزدیک به مرگ. هرچند این تجربیات دارای یک عنصر قوی و عرفانی برای افراد است، تغییرات قدرتمند در زندگی آنها تا حدی به این دلیل است. اما این تجربیات نزدیک به مرگ فقط تجارب معنوی نیستند.

قابل توجه است که 7 مورد از ویژگی هایی که در این مطالعه حداقل همپوشانی را بین تجربیات نزدیک به مرگ و DMT  نشان داده بودند، آنهایی بودند که تجربیات نزدیک به مرگ را از تجربیات معنوی استاندارد تفکیک می کردند.  برای مثال:  سه ویژگی برجسته خاص تجربیات نزدیک به مرگ احساس رسیدن به مرز / نبود هیچ نقطه ی برگشتی، روبه رو شدن با مرده ها / یا افراد روحانی و مرور زندگی است. در این مطالعه این سه ویژگی کمترین ارتباط را با DMT داشتند.

به عبارت دیگر، به نظر می رسد که این مطالعه رابطه بین تجربیات DMT و تجربه های معنوی یا عرفانی را نشان می دهد. از آنجا که ما قبلا می دانستیم که تجربیات نزدیک به مرگ حاوی عناصر مشابه تجربیات معنوی هستند، تعجب آور نیست که بگوییم بین تجربیات نزدیک به مرگ و تجربه DMT ارتباط وجود دارد.


همچنین بخوانید:تاثیرات مواد توهم زا روی مغز و بدن افراد مصرف کننده چگونه است؟


با توجه به این، هیچ دلیلی وجود ندارد که به نتیجه گیری برسیم که تجربیات نزدیک به مرگ ناشی از انتشار DMT هستند.به طور قابل توجهی، هیچ شواهدی وجود ندارد که زمانی که یک فرد نزدیک به مرگ یا در فرایند مرگ است DMT آزاد می شود. حتی مشخص نیست که DMT در بدن انسان تولید می شود (اگر چه در غدد موش صحرایی یافت می شود). اما شاید یکی از قوی ترین استدلال ها در برابر هر گونه ارتباط بین تجربیات نزدیک به مرگ و DMT اثرات بعد از آنها است.

اثرات بعد از تجربیات نزدیک به مرگ

در اکثریت موارد، تجربیات نزدیک به مرگ، تجربیات بسیار قدرتمندی هستند. پس از آن، ارزش ها و نگرش فرد به زندگی به طور کامل تغییر می کند. آنها اغلب کمتر مادی گرا و خودمحور و نوع دوست تر و مهربان تر می شوند. آنها اغلب احساس جدیدی از هدف دارند و روابطشان معتبرتر و صمیمی تر می شوند. آنها نسبت به زیبایی بیشتر حساس می شوند و بیشتر از چیزهای روزمره قدردانی می کنند. آنها همچنین معمولا  ترس از مرگ کمتری را گزارش می کنند.

قابل ذکر است که یک تجربه واحد می تواند یک اثر انتقالی عمیق و طولانی مدت داشته باشد. این تحقیق نشان می دهد افرادی که قبلا اقدام به خودکشی کرده بودند بعد از تجربیات نزدیک به مرگ، به ندرت دوباره برای خودکشی اقدام می کنند. این کاملا مخالف با الگوی طبیعی است – در واقع، اقدام قبلی خودکشی معمولا قویترین پیش بینی کننده خودکشی واقعی است.

این یکی از قویترین استدلال ها در برابر این ایده است که تجربیات نزدیک به مرگ توهم ناشی از مغز هستند. رویاها و توهم ها به طور کلی تغییرات پس از اثر را ندارند. آنها معمولا به سرعت فراموش می شوند، با این نکته ی واضح که آنها نسبت به آگاهی های عادی تجریباتی هذیانی و کمتر معتبر و قابل اعتماد هستند. (در مقابل، در تجربیات نزدیک به مرگ تجربه ای واقعی تر و معتبر تر از آگاهی طبیعی است.)


همچنین بخوانید:چرا افراد متوجه نمی شوند که در حال از دست دادن عقل شان هستند؟


و این در مورد تجربه DMT نیز صادق است. شکی نیست که تجربیات سایکودلیک مانند DMT گاهی اوقات می تواند به درجاتی از تغییر منجر شود. بعضی ها نگاهی اجمالی، گسترده و شدیدتری نسبت به واقعیت پیدا می کنند و می فهمند که دید طبیعی آنها نسبت به جهان محدود است. همچنین ممکن است علاقه ی جدیدی به معنویات پیدا کنند. به هر حال تجربیات DMT قطعا تغییراتی مانند تجربیات نزدیک به مرگ را ایجاد نمی کنند.

در مقاله 2012 در مجله مطالعات تجربیات نزدیک به مرگ، دکتر مایکل پاتس شباهت های بین این تجربیات و DMT را مورد بررسی قرار داد و همچنین نتیجه گرفت که در این بین ویژگی های برجسته ای از تجربیات نزدیک به مرگ وجود ندارد. (مانند سفر از طریق یک تونل به قلمروی ماوراء و یا گزارش بعدی رویدادهایی که در طول تجربه دیده می شوند).

از دیدگاه پاتس، DMT فاقد تحولات قدرتمند اثرات بعد از تجربیات نزدیک به مرگ است. او نتیجه گرفته است که در تجربیات نزدیک به مرگ، تغییر دائمی یک قانون است نه استثناء در حالیکه در DMT تغییر دائمی استثناء است نه قانون.

گروه از محققانی که مطالعات DMT را انجام دادند، در اینجا توضیح داده اند که: “این یافته ها مهم هستند زیرا ما به ما یادآوری می کنند که تجربه های نزدیک به مرگ به علت تغییرات قابل توجهی در مغز اتفاق می افتند نه به دلیل چیزی فراتر از مغز “با این حال، این نتیجه گیری غیر قابل ضمانت است.

به نظر من، این ایده که تجربیات نزدیک به مرگ می توانند به دلیل چیزی فراتر از مغز اتفاق بیافتند، هنوز امکان پذیر است. همانطور که در علوم معنوی پیشنهاد می کنم، استدلال قدرتمندی وجود دارد که آگاهی برای جهان ضروری است و نه اینکه فقط محصولی از مغز انسان باشد. در نتیجه، شرایطی وجود دارد که در آن هوشیاری می تواند مستقل از مغز ادامه یابد.

در ادامه بخوانید:

  • هر آنچه درباره ی جنون عشق یا اروتومانیا (Erotomania) باید بدانید!

  • ۷ ویژگی افراد جامعه ستیز و روان پلید “سوشال پت و سایکوپت” در دنیای مدرن!

  • با علائم، دلایل و درمان اختلال خلق ادواری (سیکلوتایمی) آشنا شوید

.

 

نوشته هر آنچه درباره ی تجربیات نزدیک به مرگ و DMT باید بدانید! اولین بار در وارونه پدیدار شد.

شناخت قربانیان سوء استفاده جنسی در نوجوانان ؛ پزشکان عمومی گوش به زنگ باشند!

قربانیان آزار جنسی در نوجوانان معمولا دختران هستند، اما نباید فراموش کرد که موارد قابل توجهی از این قربانیان پسر هستند که بیشتر از دختران از گزارش کردن این موضوع و درخواست کمک امتناع می کنند.  سوءاستفاده جنسی کودکان (CSA) شایع است و با عواقب جدی همراه است، بنابراین تشخیص زود هنگام سوء استفاده جنسی می تواند به بهبود علائم قربانیان کمک کند.

در مطالعه ای جدید، Mignot و همکارانش در فرانسه نتیجه گرفتند که دختر بودن، ترس از خشونت، استفاده منظم از ماری جوانا (گل)،  مشکلات وزن، احساس عدم پذیرش توسط دیگران، تلاش های خودکشی و صدمه به خود، امکان سوء استفاده جنسی را نشان می دهند.


همچنین بخوانید:با اثرات روانشناختی و هیجانی سوءاستفاده ی جنسی در کودکان آشنا شوید!


پیامدهای سوء استفاده جنسی

سوء استفاده ی جنسی از کودکان و نوجوانان می تواند از رفتارهای جنسی تا نزدیکی کامل متغیر باشد، که معمولا توسط فردی از آشنایان و یا فامیل صورت می گیرد. عواقب جدی که با سوء استفاده ی جنسی پیوند دارند شامل بروز رفتارهای ناهنجار و مشکلات جسمی / روحی می شود.

به طور مثال : عزت نفس پایین، افسردگی، اضطراب، خشم، خصومت، پرخاشگری، اختلال استرس پس از سانحه، سردرد، بی خوابی، کابوس، چاقی، آسم، سندرم روده تحریک پذیر، خستگی مزمن، مشکلات قلبی، فیبرومیالژیا، آسیب به خود و دیگر رفتارهای خود تخریبگر، سوء استفاده از الکل یا مواد، افکار خودکشی و یا تلاش برای آن، کژکاری جنسی، روابط جنسی پر خطر و داشتن شرکای جنسی بسیار و …

اگرچه بعضی از قربانیان سوء استفاده جنسی راه حل مثبتی برای درک تجربیات منفی خود پیدا می کنند (مثلا، تبدیل به طرفداران حقوق کودکان می شوند)، بقیه دچار تعارض می شوندو خود را در معرض فحشا و سوء مصرف مواد مخدر قرار می دهند.

ما باید از سوء استفاده جنسی جلوگیری کنیم. علاوه بر این، ما باید تا جایی که ممکن است در همان ابتدا قربانیان آن را شناسایی کنیم، تا بتوانیم درمان های موثر را ارائه دهیم.


همچنین بخوانید:با اختلال هویت تجزیه ای (شخصیت چندگانه) به طور کامل آشنا شوید


چگونه می توانیم قربانیان سوء استفاده جنسی در نوجوانان را شناسایی کنیم؟ 

در مطالعه ای که در سال 2012 روی دانش آموزان 15 ساله ی مدرسه ای در فرانسه انجام شد، 850 دانش آموز پسر و 869 دانش آموز دختر شرکت کردند. آنها پرسشنامه ای را به طور ناشناسی درباره ی سابقه ی سوء استفاده ی جنسی پر کردند. در نتیجه مشخص شد نزدیک به 100 دانش آموز، 10 درصد دختران و 2 درصد پسران مورد آزار جنسی قرار گرفته بودند.

تجزیه و تحلیل نتایج نشان داد که نوجوانان با سابقه سوء استفاده جنسی از دیگر نوجوانان از چند جهت مهم متفاوت بودند. به عنوان مثال، آنها احساس خستگی بیشتر و استرس مربوط به مدرسه ی بیشتری را تجربه می کردند. علاوه بر این، بیشتر احتمال داشت که قربانی خشونت در مدرسه شوند، هرچند خودشان چندان خشن نبودند.

در مقایسه با کسانی که قربانی سوء استفاده ی جنسی نبودند، قربانیان سوء استفاده جنسی بیشتر سیگار و ماری جوانا مصرف می کردند و از مشکلات خواب بزرگتری داشتند و از کابوس رنج می بردند (تنها 25٪ خوابشان را رضایت بخش می دانستند)؛ همچنین عزت نفس آنها سه برابر کمتر از بقیه بود.

Mignot و همکارانش نتیجه گرفتند که “حساس ترین” آیتم ها برای تشخیص سوء استفاده جنسی جنس مhttps://varune.com/wp-admin/upload.phpونث، آسیب به خود و احساس عدم پذیرش توسط دیگران است.

در مطالعه حاضر، مشخص شده است دانش آموزانی که دارای سابقه سوء استفاده جنسی بودند با پزشکان عمومی بیشتر از سایر متخصصین بهداشت تماس داشتند؛ به همین دلیل است که پزشکان عمومی فرصت منحصر به فردی برای کمک به شناسایی قربانیان سوء استفاده جنسی دارند.


همچنین بخوانید:با افکار منفی نوجوانان و ۷ راه مقابله با آنها، از زبان یک نوجوان آشنا شوید !


در حالیکه ممکن است پزشکان عمومی هنگام ویزیتی معمولی پرسش درباره ی مسائل سوء استفاده ی جنسی را مشکل بدانند، می توانند درمورد نشانه های کلی سوء استفاده جنسی، مانند الگوهای خوابیدن بیمار نوجوان، اعتماد به نفس، مصرف الکل و مواد مخدر و حتی مشکلات در مدرسه سوال بپرسند. اگر پاسخ این سوالات نشان دهنده سابقه سوء استفاده جنسی باشد، توجیه بیشتری برای سوالات مستقیم از سوء استفاده جنسی و ارجاع مناسب خواهد بود.

با اینکه نشانه های مطرح شده فقط مخصوص این قربانیان  نیستند و تمام قربانیان سوء استفاده جنسی را شناسایی نمی کنند،  با این حال به اندازه کافی قوی هستند که حضور آنها می تواند پرسش های بیشتری را توجیه کند. البته این پرسش ها باید با دقت انجام شوند.

در این مطالعه قربانیان به پزشکانی که آنها را “قضاوت نمی کردند” و “راز نگه دار بودند” و “به حرفهایشان گوش می دادند” بیشتر اعتماد می کردند.

اگر مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفتید، بدانید که تنها نیستید و این اتفاق تقصیر شما نیست. سوء استفاده جنسی از کودک و نوجوان غیر قابل قبول، غیر اخلاقی و غیرقانونی است. این می تواند عواقب جدی و طولانی مدتی سلامتی تان ایجاد کند. کمک همیشه در دسترس است، کافی است بخواهید.

و اگر یک پزشک هستید، نسبت به نشانه های سوء استفاده ی جنسی گوش به زنگ باشید.

در ادامه بخوانید:

  • چه زمانی باید به روانپزشک مراجعه کنیم؟ همه ی دانستنی ها درباره ی روانپزشکی

  • هر آن چیزی که باید درباره ترنس/ ترنسسکشوال یا تراجنسی بدانید !

  • هر آنچه درباره ی جنون عشق یا اروتومانیا (Erotomania) باید بدانید!

 

نوشته شناخت قربانیان سوء استفاده جنسی در نوجوانان ؛ پزشکان عمومی گوش به زنگ باشند! اولین بار در وارونه پدیدار شد.

7 ویژگی افراد جامعه ستیز و روان پلید “سوشال پت و سایکوپت” در دنیای مدرن!

7 نشانه ی بی رحم و بی عاطفه بودن!

جوامع امروزی در حال حرکت به سوی نادیده گرفتن، تشویق کردن و در بعضی مواقع ارزشمند دانستن ویژگی های افراد جامعه ستیز و روان پلید است.

اختلال شخصیت غیراجتماعی که گاهی به عنوان جامعه ستیزی و یا روان پلیدی در نظر گرفته می شود، وضعیت ذهنی ای است که در آن فرد به طور پیوسته هیچ گونه توجهی به درست و غلط نشان نمی دهد و حقوق و احساسات دیگران را نادیده می گیرد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی تمایل به دشمنی، تسلط بر دیگران و داشتن رفتاری بی رحمانه و خشن با آنها را دارند. آنها نسبت به رفتار خود به هیچ وجه احساس گناه و پشیمانی نمی کنند. 


همچنین بخوانید: ۱۳ مورد که نشان می دهند شما با یک روان پلید (سایکوپت) روبه رو هستید !!!


تحقیقات نشان می دهد که 4٪ از جمعیت “ضد اجتماعی” هستند و 5 تا 15٪ آنها “تقریبا روان پلید” هستند. عناصر فرهنگی مانند مادی گرایی، تعصب اجتماعی و عدم حساسیت به خشونت ممکن است بر جامعه تاثیر بگذارد تا رفتارهای جامعه ستیزی و روان پلیدی را پرورش، تسهیل و بولد کند. حدود 75 درصد از جامعه ستیزها مرد هستند و 25 درصد زن هستند. آسیب شناسی جامعه ستیزی/روان پلیدی اغلب با صفات دیگر، از جمله قلدری، خودشیفتگی، تسلط بر دیگران، تعصب و زن ستیزی همراه است.

در عصر مدرن، جامعه ستیز یا روان پلیدها معمولا قاتلان دسته جمعی نیستند که گاهی اوقات در رسانه ها می بینیم، بلکه آنها در عصر معاصر می توانند افرادی وظیفه دار و موفق باشند. آنها به طور غیر مستقیم و موذیانه به آسیب رساندن و سوء استفاده از دیگران می پردازند.


همچنین بخوانید:مطالعات جدید رابطه بین اختلال خودایمنی و روان پریشی را تایید می کند!


در روابط شخصی جامعه ستیز و روان پلیدها اغلب در ابتدا با جذابیت های سطحی و ظاهری، قبل از آشکار ساختن طبیعت بی رحمانه و ناخوشایند خود در طول زمان اغوا کننده هستند. یعنی آنها پس از اینکه یک رابطه متعهدانه برقرار شد یا یک توافق مهم ایجاد شد، ماهیت اصلی خود را آشکار می کنند. آنها در روابط شان فریبکاری، سوء استفاده و تسلط دارند و بابت آن اصلا احساس پیشمانی نمی کنند سپس بدون هیچ دلسوزی قربانیان خود را آسیب دیده رها می کنند.

در زمینه ی شغل و حرفه، جامعه ستیزها و روان پلیدهایی که عملکرد بالایی دارند، آشکارا جاه طلب، سوء استفاده گر و به طور بی رحمانه ای پرخاشگر هستند. آنها اغلب راه خود را به موقعیت قدرت در کسب و کار، امور مالی، سیاست، رسانه ها و یا دیگر زمینه های برجسته باز می کنند.

به عنوان مثال : مدیر اجرایی که دستمزد و مراقبت های بهداشتی کارکنان را برای سود بیشتر کاهش می دهد، و یا مشاور مالی که در یک سرمایه گذاری بی پروا پس انداز زندگی یک فرد را به باد می دهد. و یا سیاستمداری که عده ی کثیری از یک جامعه را بخاطر نیل به اهداف خود در فقر فرو می برد و یا رسانه ای که برای جذب مخاطب به بی آبرو کردن افراد می پردازد. آنها در رسیدن به اهداف خود رنج انسانی و آسیب اجتماعی به جا می گذارند.


همچنین بخوانید:همه چیز درباره ی نشانه ها و درمان اختلال سوشال فوبیا یا هراس اجتماعی


در ادامه با هفت ویژگی sociopath / psychopath مدرن با ما همراه باشید.

1. دروغ گویی و به بازی گرفتن دیگران

در راستای میل بی انتهای این افراد به قدرت (در روابط، سازمان ها، و یا به طور کلی جامعه)، جامعه ستیزها و روان پلیدها برای رسیدن به اهداف شان از گفتن هیچ دروغی دریغ نمی کنند. دروغ های خودنمایی، تحریف ها، فریب ها، وعده های شکسته و سوء استفاده از قربانیان فقط بعضی از ابزارهای رایج است که جامعه ستیزها و روان پلیدها برای پیشبرد طرح های مخرب و بی پروای خود استفاده می کنند.

آنها به جای بیان اظهارات واقعی بر اساس حقیقت، مدام دروغ هایشان که به تحریف می انجامند را تکرار می کنند. و شواهد محکم در برابر دروغ هایشان را نادیده می گیرند و با تحقیر ردشان می کنند. 

همانطور که جمله ی معروفی می گوید: “اگر دروغی را به اندازه ی کافی تکرار کنی، به عنوان حقیقت پذیرفته خواهد شد” 

2. فقدان اخلاق و شکستن قانون

اکثر افراد درکی اساسی از درست و غلط دارند. به طور کلی ما توافق داریم که مهربانی درست است و ظلم و ستم اشتباه است؛ روابط سالم درست است و روابط سمی اشتباه است، کار سخت و صادقانه درست است، و سرقت و تقلب اشتباه است. با این حال جامعه ستیزها و روان پلیدها درکی اندکی از اخلاقیات دارند و یا اصلا ندارند. آنها بیشتر از افراد عادی تمایل به نقض حقوق بشر و یا شکستن قانون دارند.


همچنین بخوانید:با اختلال پارافیلیا (انحراف جنسی) و انواع آن آشنا شوید !!!


آنها بر این باورند که “زورگویی بلامانع است” و “قوانین برای شکستن هستند” . برای آنها ملاحظات انسانی و اخلاقی منزجر کننده هستند و به عنوان ضعف شناخته می شوند. به طور خلاص آنها وجدان بسیار ضعیفی دارند، یا اصلا ندارند. در مواردی که آنها از “عدالت” و یا اخلاق سخنی به میان می آورند، اینکارشان فقط برای رسیدن به اهداف و سودمندی های خودشان است و کاملا ظاهری است. اخلاق جعلی به عنوان یک ابزار برای تسلط استفاده می شود، نه به عنوان ارزش واقعی.

3. عدم همدلی و دلسوزی

تحقیقات انجام شده توسط عصب شناس Adrian Raine نشان می دهد که افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی دارای سلول های کمتری در قشر پیش پیشانی مغزشان هستند- که پیشرفته ترین ناحیه ی مغز محسوب می شود. قشر پیش پیشانی مسئولیت بسیاری از عملکردها را بر عهده دارد، مثل توانایی درک احساسات دیگران (همدلی)، توانایی ایجاد قضاوت های درست و اصولی (اخلاق) و توانایی یادگیری از تجربه زندگی (بازتاب) است.

آنها همانطور که فاقد همدردی، اخلاق و بازتاب هستند، از طرفی نسبت به درد و رنجی که در دیگران ایجاد می کنند هیچ احساسی ندارند. این فقدان بشریت دارای پیامدهای خطرناک متعددی است.


همچنین بخوانید:خصوصیات افراد خودشیفته چیست؟ با این اختلال شخصیت و درمان آن آشنا شوید


4. خوشیفتگی و عقده ی برتری

همه ی خودشیفته ها جامعه ستیز نیستند ( بسیاری از خودشیفته ها عاطفی هستند در حالیکه جامعه ستیزها عاطفی نیستند). بسیاری از جامعه ستیزها و روان پلیدها خصوصیات مشخصی از خودشیفتگی مثل: غرور، خودرایی و عقده ی برتری را دارند. ذهنیت بسیاری از آنها اینگونه است که بهتر بودن از دیگران بهانه ای کافی برای استثمار دیگران و بد رفتاری با آنها در اختیارشان می گذارد.

آنها معتدند کسانی که “پایین تر” هستند، سزاوار سرنوشت پست شان هستند و باید تنها با تحقیر به آنها نگریست.

5. Gaslighting و خشونت روانی

هنگامی که شخصی شما را دائما پایین می کشد و باعث می شود احساس کنید نمی توانید هیچ کاری را به درستی انجام دهید و یا احساس بد و بی ارزشی نسبت به خود داشته باشید، به آن سوء استفاده ی عاطفی گفته می شود.

Gaslighting یک نوع از شستشوی مغزی است که باعث می شود قربانی نسبت به خود تردید داشته باشد و در نهایت احساس  ادراک، هویت و خودارزشمندی خود را از دست می دهد. در بدترین حالت، Gaslighting پاتولوژیک، یک نوع شدید از کنترل ذهنی و خشونت روانی است. که می تواند در روابط شخصی، در محل کار یا در سراسر یک جامعه رخ دهد.


همچنین بخوانید:چرا فکر می کنم زشت یا بدهیکل هستم ؟ با اختلال بدشکل انگاری بدن آشنا شوید!


این رفتار شکل خاصی از دروغگویی و فریبکاری است که در آن فرد پیوسته دروغ هایی را درباره ی نامطلوبی، بی کفایتی و یا نفرت انگیزی فردی را تکرار می کند. این هویت فردی یا گروهی را تضعیف می کند و ارزش و پذیرش آنها را لکه دار و یا ناچیز می کند. Gaslighting خشونت روانی است.

6. فقدان ندامت 

هنگامی که مچ آنها را هنگام انجام رفتارهای آسیب زا می گیرید، هیچ احساس پیشمانی از خود بروز نمی دهند (مگر اینکه از نظر استراتژیک برای آنها مفید باشد). در مقابل بیشتر احتمال دارد که گرایش های پرخاشگرانه شان را دو برابر یا سه برابر کنند و خصومت بیشتر را بروز دهند و مسئولیت خود را انکار کنند، دیگران را مقصر بدانند و سرزنش کنند و نمای خارجی از غرور و تکبر را حفظ کنند.

جالب توجه است که بسیاری از جامعه ستیزها داستانی از قربانی بودن خود می سازند. این قربانی نشان دادن خود به آنها کمک می کند که از رفتار هایشان دفاع کنند.


همچنین بخوانید:تفاوت پانیک اتک و حمله ی قلبی چیست؟ آیا پانیک اتک می تواند باعث حمله ی قلبی شود؟


7. جامعه ستیز یا روان پلید موقعیتی!

شاید یکی از شایعترین شکلهای اختلال شخصیت ضد اجتماعی، چیزی است که ممکن است به نام جامعه ستیزی / روان پلیدی موقعیتی نامیده شود. یعنی فرد نسبت به برخی افراد صمیمیت، احترام و توجه نشان می دهد، اما رفتاری غیر انسانی، ستمگرانه و بی رحمانه نسبت به دیگران را نشان می دهد.

هدف و نشان جامعه ستیز یا روان پلید های موقعیتی، معمولا افراد یا گروه هایی هستند که “غریبه”، “کمتر” یا “ضعیف” هستند و ممکن است بر اساس عواملی مانند جنسیت، طبقه، نژاد، گرایش جنسی، موقعیت اجتماعی یا رفاه اجتماعی و … مشخص شود.

این “تقسیم جامعه شناختی” برخی افراد را به عنوان انسانی کامل و دیگران را به عنوان اشیا، کالا و انسان کم ارزش تر می بیند. جامعه ستیز یا روان پلید های موقعیتی در بسیاری از وضعیت های ظالمانه مثل: زن ستیزی، تعصب طبقه ای، نژادپرستی، هوموفوبیا، تعصب مذهبی، فقر شدید و خشونت ساختاری در جامعه شرکت دارند.

در ادامه بخوانید:

  • چه زمانی باید به روانپزشک مراجعه کنیم؟ همه ی دانستنی ها درباره ی روانپزشکی

  • هر آن چیزی که باید درباره ترنس/ ترنسسکشوال یا تراجنسی بدانید !

  • هر آنچه درباره ی جنون عشق یا اروتومانیا (Erotomania) باید بدانید!

نوشته 7 ویژگی افراد جامعه ستیز و روان پلید “سوشال پت و سایکوپت” در دنیای مدرن! اولین بار در وارونه پدیدار شد.